الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
55
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
ضمن نامهاى به ابو موسى نوشت : به مجردى كه نامهء من به تو رسيد كاتبت را تازيانه بزن و او را از ديوان كتابت بيرون ران . گويند : آنگاه كه حسن گوشهء انزوا اختيار كرده بود از خدا آمرزش مىخواست كسى از وى پرسيد چرا استغفار مىگويى ؟ در پاسخ گفت كسى كه مرتكب خطايى بشود ، به عرب افترا زده است و كسى كه دروغ بگويد بدكردارى كرده است و خدا فرموده : « وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً : كسى كه به عمل ناشايستى دست بزند و يا به خود ستم كند سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را آنچنان مىيابد كه بسيار بخشنده و مهربان است » . از عبد اللّه بن مبارك نقل شده است ، گفت : پدرم مرد و شصت هزار درهم ما ترك براى من باقى گذاشت من سى هزار درهم آن را به مصرف فراگيرى فقه و سى هزار درهم آن را براى فراگيرى نحو ادب صرف كردم . اى كاش آن مبلغى را كه در فراگيرى فقه به مصرف رسانيده بودم در راه فراگيرى نحو و ادب خرج مىكردم ، چه آنكه ترسايان براثر تحريفى كه در كتاب خداى تعالى به عمل آوردند كافر شدند ؛ آنان در انجيل چنين يافتند : « انا اللّه ولّدت عيسى من عذراء بتول : من خدايى هستم كه عيسى را از زنى كه دست شوهر به دامن او نرسيده بود متولد ساختم . ترسايان كلمهء ولّدت را كه با تشديد بوده به تخفيف خواندند و چنين معنا كردند من خدايى هستم كه با ازدواج كردن با زن شوهر نديدهاى عيسى را متولد ساختم . بنابراين هرگاه موقعيت نحو به آن پايهاى رسد كه خواننده اين علم اقتدار و نيرويى در بيان به دست آورد و با كمك آن بتواند به تفسير و حديث و تأويل پى ببرد آموختن و فرادادن اين علم از واجبات است ، زيرا ما مكلفيم اصولى را كه به زبان عرب وارد شده است فرابگيريم و از چگونگى آن اطلاع حاصل كنيم و براى شناختن دقايق كتاب و سنت راهى جز فراگيرى علم نحو نداريم ، و در جاى خود ثابت است آنچه مقدمه امر واجب است وجود واجب منحصر به آن باشد و مقدور براى مكلف هم مىباشد ، تحصيل آن مقدمه واجب خواهد بود ، براى آنكه هرگاه مقدمهء واجب واجب نباشد جايز الترك خواهد بود ، و هرگاه ترك شرط تجويز شود ترك مشروط هم تجويز خواهد شد و مقام